ایادلغتنامه دهخداایاد. [ اِ ] (ع اِ) پشتیبان و آنچه بدان قوت باشد. || پناه جای . || پناه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). حفظ و حمایت ، یقال : هو فی ایاداﷲ؛ ای
وایادگیریunlearning, deconditioningواژههای مصوب فرهنگستاندر شرطیسازی کلاسیـک، وضعیتـی که در آن پیوندهای محرک ـ پاسخ جدید مانع نگهداری آموختۀ پیشین میشود
ایادیلغتنامه دهخداایادی . [ اَ ] (ع اِ) جج ِ ید، به معنی دست . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || نعمتها و نکوئیها و دستها و این جمع ایدی است و ایدی جمع ید است . (غیاث
ایادیفرهنگ انتشارات معین( اَ ) [ ع . ] (اِ.) جِ ایدی ؛ ججِ یَد. 1 - دست ها. 2 - دستیاران . 3 - نعمت ها.