لریهلغتنامه دهخدالریه . [ ] (اِخ ) نام موضعی ظاهراً به اسپانیا. رجوع به الحلل السندسیة ج 2 ص 156 شود.
لوریه سریزلغتنامه دهخدالوریه سریز. [ ی ِ س ُ ] (فرانسوی ، اِمرکب ) غار گیلاس یا ریوال . رجوع به غار و کتاب کارآموزی داروسازی ص 191 شود.
لوریه کومنلغتنامه دهخدالوریه کومن . [ ی ِ ک ُ م َ ] (فرانسوی ، اِ مرکب ) غار. برگ بو. رجوع به غار و کتاب کارآموزی داروسازی ص 200 شود.
لوریهلغتنامه دهخدالوریه . [ ل ِ ی ِ ] (فرانسوی ، اِ) نام نوعی سگ دارای پاهای بلند مخصوص شکار خرگوش .
لوریهلغتنامه دهخدالوریه . [ ل ُ وُ ی ِ ] (اِخ ) اوربُن -ژان ژوزف . منجم فرانسوی ، مولد سنت لو. (1811-1877 م .).