توری کاوconcave gratingواژههای مصوب فرهنگستاننوعی توری بازتابی که شیارهای باریک و نزدیکبههم آن بر روی سطح آینۀ کاو ایجاد شده است
توری بلوریcrystal gratingواژههای مصوب فرهنگستانتوری پراشی از جنس بلور برای پرتوهای گاما یا ایکس که فواصل سطوح شبکۀ آن با یکدیگر برابر است
توری پراشdiffraction gratingواژههای مصوب فرهنگستانقطعهای غالباً از جنس شیشه یا فلز که بر روی آن شیارهای موازی برای پراش نور ایجاد شده باشد متـ . توری grating
توری صوتacoustic gratingواژههای مصوب فرهنگستانآرایهای از موانع همفاصله و هماندازه برای امواج صوتی که سبب پراش موج میشود
ثابت توری فراصوتیultrasonic grating constantواژههای مصوب فرهنگستانفاصلۀ بین گرههای متوالی در امواج فراصوتی ایستاده که همانند توری اپتیکی عمل میکند
درِ مشبک انبارhatch gratingواژههای مصوب فرهنگستاندرِ چوبی مشبکی که برای تهویه بهجای در اصلی انبار بر روی دهانة انبار گذاشته میشود