کلیاسلغتنامه دهخداکلیاس . [ ک ِل ْ ] (اِ) به معنی در خانه باشد. (برهان ) (آنندراج ). کریاس و در خانه . (ناظم الاطباء). در خانه . (فرهنگ فارسی معین ). || ادبخانه را نیز گویند که ب
کلیاسفرهنگ انتشارات معین(کِ) (اِ.) 1 - جلو خانه ، درگاه ، کریاس . 2 - مستراحی که بر بام خانه سازند و کاریز آن بر زمین باشد.
چلیاسرلغتنامه دهخداچلیاسر. [ چ ِل ْ س َ ] (اِخ ) دهی از بخش بندپی شهرستان بابل که در 39 هزارگزی جنوب بابل واقع است . کوهستانی و سردسیر است و 170 تن سکنه دارد. آبش از چشمه ٔ محلی .
لیاسرلغتنامه دهخدالیاسر. [ س َ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان اوشیان بخش رودسر شهرستان لاهیجان ، واقع در 28هزارگزی جنوب خاوری رودسر و یکهزارگزی شوسه ٔ لاهیجان به شهسوار. جلگه ، معتدل و