بغرةلغتنامه دهخدابغرة. [ ب َ رَ / ب َ غ َرَ ] (ع اِ) زمینی که بعد باران کارند و بهمان نمی سبز گردد. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). و رجوع به الجماهر ص 25 و تذکره ٔ
بغرلغتنامه دهخدابغر.[ ب َ غ َ ] (ع مص ) به بیماری بغر مبتلا شدن شتر، بغرالبعیر بغراً. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). || سخت تشنه شدن . (زوزنی ).
بغرلغتنامه دهخدابغر. [ ب َ ] (ع مص ) سخت باریدن باران به یک دفعه ، بغرت السماء بغراً. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (ازآنندراج ). || نرم گردانیدن باران زمین را. (مؤید الفضل
بغرلغتنامه دهخدابغر. [ ب َ / ب َ غ َ ] (ع اِ) دفعه ای سخت از باران . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). باران سخت ناگهانی . (ناظم الاطباء).
بغرلغتنامه دهخدابغر. [ ب َ غ َ ] (ع اِ) تشنگی که از آب نرودیا بیماری تشنگی که شتر در آن بمیرد: عیر رجل من قریش فقیل له مات ابوک بشماً و ماتت امک بغراً. (منتهی الارب ) (ناظم الا