معشوقدیکشنری فارسی به انگلیسیflame, beloved, boyfriend, fancy man, love, lover, paramour, sweetheart, valentine
شعلهزنیflame blastingواژههای مصوب فرهنگستانفرایند زدودن رنگ و زنگ و پوستة اکسیدی و جرم و دیگر آلایندههای سطحی در سازههای نو یا مستعمل با شعله نیز: تمیزکاری شعلهای flame cleaning
شعلة کربندهcarburizing flameواژههای مصوب فرهنگستانشعلة اُکسیسوخت گازی کاهنده حاوی گاز سوختی مازاد که منطقهای پرکربن را در اطراف و خارج مخروط شعله به وجود میآورد نیز: شعلة کاهنده reducing flame