بازیافتنفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. دوباره یافتن؛ پیدا کردن؛ چیز ازدسترفته را بهدست آوردن.۲. چیزی را بهآسانی و بیزحمت بهدست آوردن.
بازیافتنلغتنامه دهخدابازیافتن . [ ت َ ] (مص مرکب ) دوباره یافتن . (ناظم الاطباء). باز به دست آوردن : که بیجان شده بازیابدروان و یا پیرسر مرد گردد جوان . فردوسی .همه بوم و بربازیابیم
بازیافتنیrecyclableواژههای مصوب فرهنگستانمحصولات یا موادی که قابل جمعآوری و جداسازی و فراوری برای استفادۀ مجدد در تولید محصولات جدید باشند