858 مدخل
۱زمان درو کردن برنج ۲دروگر
۱درو کردن بوته های برنج ۲زمان درو کردن
آشکار، بیدار، روشن، مبرهن، واضح، هویدا ≠ بدیهی، جلی، مسلم، معلوم، ناآشکار
۱. میان ≠ ابتدا، انتها ۲. مرکز، وسط ≠ آغاز، انتها ۳. اثنا ۴. فاصله
۱. چوبی، چوبینک، چوبینه ۲. سربندسرخ، دستمال سرخ ۳. کاروانک (پرنده)
between, inter-