بیوشلغتنامه دهخدابیوش . [ ب ُ ] (اِ) امید. || فروتنی . کلمه در این دو معنی ممکن است دگرگون شده ٔ بیوس باشد. || شنوایی . دراین معنی ممکن است کلمه دگرگون شده ٔ نیوش باشد. || خجالت
بی شکلغتنامه دهخدابی شک . [ ش َ ] (ص مرکب ، ق مرکب ) (از: بی + شک ) بدون اشتباه . بدون وهم و گمان . بدون تردید. بطور یقین . (ناظم الاطباء). بی گمان . بی ریب . بی شبهه . بلاشک . ب