19 مدخل
تشخیص دادن، برشناخت کردن
قابل تشخیص است
تشخیص داده شده، تشخیص دادن، برشناخت کردن
تشخیص های افتراقی
تشخیص پیش از تولد
تشخیص پزشکی
تشخیص، علامت بد مرض، تشخیصی، وابسته به تشخیص ناخوشی، برشناختی
تشخیص داده شده
تشخیص
روش تشخیصی
تشخیص، امکانات عیب شناسی
تشخیصی
تشخیص، تشخیص دادن، برشناخت کردن
آزمایش تشخیصی