23 مدخل
منفجر شدن، با صدا ترکیدن، ترکانیدن
اهدا کننده، مامور خیرات
منفجر می شود، منفجر شدن، با صدا ترکیدن، ترکانیدن
انفجار
منفعل
انفجاری
فیوز انفجار
اهداکنندگان، اهدا کننده، مامور خیرات
انفجارها، انفجار
انفجاری، قابل انفجار
مجازات
مجرم
ویرانگر، ویرانکننده، متروک کننده
دکوراسیون
ناخوشایند، موهن، مضر، خفت اور، زیان اور و مایه رسوایی
تزئینات، اذینگر، متخصص ارایش داخلی ساختمانها
کمک هزینه
منفجر شد، منفجر شدن، با صدا ترکیدن، ترکانیدن
کمک های مالی