determineدیکشنری انگلیسی به فارسیتعیین کنید، مشخص کردن، تعیین کردن، معین کردن، تصمیم گرفتن، معلوم کردن، حکم دادن، محدود کردن
اتحاد تدافعیdefensive allianceواژههای مصوب فرهنگستاننوعی اتحاد برای دفع حملۀ دیگران به هریک از اعضای اتحاد
زخم دفاعیdefensive wounds, defense wound, self-defense woundواژههای مصوب فرهنگستانزخم و جراحت قربانی که در نتیجة تلاش او برای حفاظت از خود در برابر حملة مجرم با چاقو یا وسیلهای دیگر پدید آمده است