curriesدیکشنری انگلیسی به فارسیکاری می کند، کاری، زردچوبه هندی، شانه یا قشو کردن، مالیدن، پرداخت کردن چرم
currentدیکشنری انگلیسی به فارسیجاری، جریان، سیاله، ترن، رایج، متداول، معاصر، باقی، شایع، تزند، سیال، روان