بسیاردرخطرcritically endangered, CR 1واژههای مصوب فرهنگستانآرایهای که مطابق با فهرست قرمز اتحادیة جهانی حفاظت به احتمال پنجاهدرصد ظرف پنج سال یا دو نسل منقرض میشود متـ . گونة بسیاردرخطر critical species
بیسیم شناساcognitive radio, CRواژههای مصوب فرهنگستاننوعی دستگاه ارتباطی که فرستنده و گیرندة آن بهطور هوشمند کانالهای ارتباطیِ درحالاستفاده و بدون استفاده را شناسایی میکند و بهسرعت از کانالهای خالی برای ارسا
کارتخوان 1card reader, CR 2واژههای مصوب فرهنگستاننوعی افزارۀ الکترونیکی که دادههای انواع افزارههای ذخیرهسازی حافظهای قابلحمل را میخواند و انتقال میدهد
نسبت تراکمcompression ratio, CR 3, engine compression ratioواژههای مصوب فرهنگستاننسبت حجم کل سیلندر، هنگامیکه پیستون در نقطۀ مرگ پایین (bottom dead centre) قرار دارد، بـه حـجـم سیلندر، هنگامیکه پیستون در نقطۀ مرگ بالا (top dead centre) قرا
زق زقلغتنامه دهخدازق زق . [ زِ زِ ] (اِ صوت ) آواز زاری بریده بریده ٔ کودک . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
زق زقلغتنامه دهخدازق زق . [ زُ زُ ] (اِ) زغزغ و احساس ناملایم در زخم و جای سوختگی . (ناظم الاطباء). با کردن و افتادن صرف شود: از بس آب سرد بود که دستهام به زق زق افتاد. (یادداشت
مأزقلغتنامه دهخدامأزق . [ م َءْ زِ ] (ع اِ) (از «ازق ») جای تنگ . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || حربگاه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). رزمگاه . (ن
متأزقلغتنامه دهخدامتأزق . [ م ُ ت َ ءَزْ زِ ] (ع ص ) آن که تنگ شود سینه ٔ او یعنی غمگین . (آنندراج ).متآزق . به تنگ آمده از دشواریها و سخت آزرده شده درجنگ . (ناظم الاطباء). || ت
مستأزقلغتنامه دهخدامستأزق . [ م ُ ت َءْزِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استیزاق . تنگ و تنگ شده . (ناظم الاطباء). رجوع به استئزاق و استیزاق شود.