آزمون سازگارconsistent testواژههای مصوب فرهنگستانآزمون فرضی که توان آن، وقتی که اندازۀ نمونه به بینهایت میل کند، به یک بگراید
برآوردگر سازگارconsistent estimatorواژههای مصوب فرهنگستانبرآوردگری که وقتی اندازۀ نمونه به بینهایت میل کند، در احتمال، به پارامتر مورد برآورد بگراید
معادلههای سازگارconsistent equations, compatible equationsواژههای مصوب فرهنگستاندو یا چند معادله که همۀ آنها دستکم به ازای یک مجموعه از مقادیر متغیرها برقرار باشند متـ . دستگاه معادلههای سازگار consistent system of equations
وجدانمندیconscientiousnessواژههای مصوب فرهنگستانگرایش به نظم و مسئولیت و سختکوشی که در «الگوی پنج بُعد کلانِ شخصیت» یک سوی طیف تفاوتهای فردی به شمار میآید
همخوان 2consistentواژههای مصوب فرهنگستانسامانهای که اجزای آن با یکدیگر همخوانی یا سازگاری داشته باشد متـ . سازگار
روش میدان خودسازگارself-consistent field methodواژههای مصوب فرهنگستانروشی برای پیدا کردن تابع موج تقریبی برای سامانهای از الکترونها