زیلولغتنامه دهخدازیلو. [ زی / زَ /زِ ] (اِ) پلاس و گلیم راگویند و آن را شطرنجی نیز خوانند. (برهان ). پلاس و گلیم و قالی را گویند و زیلوچه ، کوچک قالی و پلاس را گویند، مانند صندو
زیلوگویش خلخالاَسکِستانی: zilu دِروی: zilu شالی: zilu کَجَلی: zilu کَرنَقی: zilu کَرینی: zuli کُلوری: zilu گیلَوانی: zilu لِردی: zilu
زیلوگویش کرمانشاهکلهری: zɪlu: گورانی: zɪlu: سنجابی: zɪlu: کولیایی: zɪlu: زنگنهای: zɪlu: جلالوندی: zɪlu: زولهای: zɪlu: کاکاوندی: zɪlu: هوزمانوندی: zɪlu:
جزیللغتنامه دهخداجزیل . [ ج َ ] (ع ص ) بسیار و بزرگ . (منتهی الارب ). بسیارو فراوان و کثیر و بزرگ . (ناظم الاطباء). بزرگ و بسیار از هر چیز. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). بزر
زیللغتنامه دهخدازیل . (ص ) تحریفی است از لفظ «زیر» که صفت صداهای نازک است . اصواتی که تعداد ارتعاش امواج آن زیاد باشد زیر نامیده میشود و ابدال «ر» به «ل »در زبان عامیانه بسیار
زیللغتنامه دهخدازیل . (ع اِ) قاشقک . از نوعی است که با حرکت دادن آن صدا از آن برمی آید. (از دزی ج 1 ص 619).