زونگلغتنامه دهخدازونگ . [ زَ وَ ] (ص ) بمعنی زونزک است که مردم گوژپشت و حقیر باشد. (برهان ) (از ناظم الاطباء). مرد گوژپشت زبون و حقیر بود. (جهانگیری ).
وَزْنَفرهنگ واژگان قرآنوزن - سنگینی - نسبت شیء اندازه گیری شده به واحد اندازه گیری - واحد اندازه گیری (در عباراتی نظیر "وَﭐلْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ ﭐلْحَقُّ " اشاره دارد به اینکه هر قدر عم
زُنْجگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی شیره درختان ، شیره گیاهان ، از آن در قدیم به خطر چسپندگی اش عنوان چسپ استفاده میشده است.