محافظه کاردیکشنری فارسی به انگلیسیbutton-down, conservative, old-fashioned, right, Tory, uncommunicative
کوته فکردیکشنری فارسی به انگلیسیbenighted, bigot, bigoted, button-down, fanatic, illiberal, intolerant, low-minded, narrow, narrow-minded, opinionated, petty, small, provincial
چیدمان شطرنجیcheckerboard patternواژههای مصوب فرهنگستاننوعی هندسۀ برداشت سهبعدی که در آن گیرندهها خانههایی را پر میکنند و چشمهها دورتادور خانهها قرار میگیرند و از تناوب این خانهها و فضاهای خالی الگویی شطرنجی
سامانة روشن کردن بیکلیدkeyless ignition system, keyless go, keyless start, remote keyless ignition system, RKIواژههای مصوب فرهنگستانسامانهای الکترونیکی که، بدون نیاز به کلید، روشن و خاموش کردن خودرو را، معمولاً ازطریق فشردن یک دکمه، برای راننده امکانپذیر میکند متـ . استارت دکمهای push-b