برزواژهنامه آزاد(borz) بلند ودراز/مانند رشته کوه البرز که برز آن به معنای بلند ودراز می باشد. borz بلند , بالا بلند، طولانی
بوزون هیگزواژهنامه آزادHiggs boson؛ ذرّۀ خدا یا ذرّۀ الهی. یکی از ذرات بنیادی اولیه که جرم آن 125 گیگاالکترون ولت است.
بمبلواژهنامه آزادبُمْبُل:(bombal) در گویش گنابادی یعنی بامبول ، کلک زدن ، زیر وعده و وعید زدن ، برخلاف قرار و قرارداد عمل کردن
طلیقهواژهنامه آزادبز طلیقه= bouc émissaire(در زبان فرانسوی)= scapegoat( در زبان انگلیسی)= بز بلا بَر= بز مأمور حمل گناهان به بیابان( در تورات) طلیقه= مأمور
برونواژهنامه آزادبیرون بُروْن:(borwn) در گویش گنابادی یعنی دشت پر خار ، جایی که زیاد خار در آنجا میروید و مستعد رویش خار است. نام یکی از روستاهای گناباد
افتو ل بومواژهنامه آزاد(گنابادی) اَفْتُوْ لُ بوم [afto lo bom]؛ پیر، کهنسال، در حال مرگ، نزدیک به مردن.
بوکانواژهنامه آزادبوکان (به انگلیسی:Bukan ) (به کردی:بۆکان Bokan) یکی از شهرستان های بزرگ و مهم کردنشین ایران واقع در استان آذربایجان غربی است. شهرستان بوکان (شهر بوکان و توابع آ
صلبواژهنامه آزاد(صُلب) جسم جامدِ سفت و محکم (Rigid body) به سیستمی گفته می شود که شامل تعداد زیادی ذرات ثابت است که فاصلهٔ آنها از یکدیگر نیز همواره ثابت است. این فاصله حتی در
ناودانواژهنامه آزادواژه ناودان به از دو بخش ناو + دان ساخته شده اما "دان" به معنی پسوند ظرف نیست. با پوزش در فرهنگ شما نادرست نوشته شده. دان ریشه اوستایی دارد و به معنی آب میباشد
باشیدنواژهنامه آزاداز این بنواژه تنها در زمان کنون (مضارع):«باشم، باشی، باشد، باشیم، باشید، باشند» دستوری:«باش، باشید» و بنواژه نام (اسم مصدر):«باشش» می بَهرند. «می باشد» هم به جا
زبان آلمانیواژهنامه آزادزبان آلمانی از زبان های ژرمنی و، در نتیجه، هندواروپایی است. تاریخ زبان آلمانی را می توان به سه دورۀ آلمانی کهن، آلمانی میانه و آلمانی امروزی تقسیم بندی کرد. نکت