breachدیکشنری انگلیسی به فارسیرخنه، شکاف، نقض عهد، نقض عهد کردن، نقض کردن، ایجاد شکاف کردن، رخنه کردن در
ساحل 1beachواژههای مصوب فرهنگستانمنطقهای بین ناحیۀ شکست موج و ناحیهای که رسوبات سست ساحلی وجود دارد