غلظت زمینهbackground concentrationواژههای مصوب فرهنگستانغلظت طبیعی یک ماده در محیطی معین پیش از دخالت انسان متـ . تراز زمینه background level
ناهمسانگردی دوقطبیdipole anisotropyواژههای مصوب فرهنگستانتغییرات ظاهری در دمای تابش زمینهکیهانی (cosmic background) که از حرکت منظومۀ شمسی به وجود میآید
دورنمادیکشنری فارسی به انگلیسیbackdrop, background, bird's-eye view, landscape, panorama, perspective, prospect, scene, scenery, sight, spectacle, view, vista
زمینهدیکشنری فارسی به انگلیسیbackdrop, background, base, bent, domain, field, ground, locale, provinces
نوفة محیطیambient noiseواژههای مصوب فرهنگستانهر نشانک/ سیگنال ناخواسته با یک نوار بسامد خاص، که در هنگام ثبت، از نشانکها/ سیگنالهای خواسته یا مطلوب جداییناپذیر باشد نیز: نوفة زمینه background noise