پسزمینهbackgroundواژههای مصوب فرهنگستان[زبانشناسی] آنچه به صحنهآرایی و ایجاد موارد حاشیهای در کنار پیام اصلی مربوط میشود [سینما و تلویزیون] معمولاً دورترین سطح نسبت به دوربین در هر نما یا صحنه [ه
انقراض پسزمینهایbackground extinctionواژههای مصوب فرهنگستانانقراض با آهنگی طبیعی که صرفاً ناشی از عوامل زیستمحیطی است
تابش زمینهbackground radiationواژههای مصوب فرهنگستانتابش یونندهای که بهطور طبیعی در محیط وجود دارد و از پرتوهای کیهانی و ایزوتوپهای پرتوزا در خاک و هوا ناشی میشود
دمای زمینهbackground temperatureواژههای مصوب فرهنگستاندمای ناشی از تابش زمینۀ کیهانی پخششده در محل مورد نظر
زلزلهخیزی زمینهbackground seismicityواژههای مصوب فرهنگستانزلزلهخیزیای که نتوان آن را به گسل یا چشمۀ مشخصی نسبت داد
شرایط زمینهbackground conditionsواژههای مصوب فرهنگستانشرایط زیستی و شیمیایی و فیزیکی آب در بالادست محل تخلیه
شمار زمینهbackground countواژههای مصوب فرهنگستانمیزان پرتوزایی ناشی از چشمههایی غیر از چشمۀ مورد اندازهگیری
غلظت زمینهbackground concentrationواژههای مصوب فرهنگستانغلظت طبیعی یک ماده در محیطی معین پیش از دخالت انسان متـ . تراز زمینه background level
قطبش زمینهbackground polarizationواژههای مصوب فرهنگستانپاسخ قطبش القایی نسبتاً ضعیفِ حاصل از بسیاری از سنگهای کانینشده
نوفۀ زمینهbackground noiseواژههای مصوب فرهنگستانمجموعۀ نوفههایی که در تولید، دریافت، آشکارسازی یا ثبت صوت معین اخلال میکنند