شولستانلغتنامه دهخداشولستان . [ ل ِ ] (اِخ ) بلوکی از توابع شاپور کازرون که طایفه ٔ ممسنی از ایلهای فارس در آنجا ساکن اند. هوایش سرد است . (از فرهنگ فارسی معین ). ابن بطوطه که در س
علی شولستانیلغتنامه دهخداعلی شولستانی . [ ع َ ی ِ ل ِ ] (اِخ ) ابن حجةاﷲبن علی بن عبداﷲبن حسین بن محمدبن عبدالملک طباطبائی شولستانی نجفی . ملقب به شرف الدین . رجوع به علی طباطبایی شود.
علیرضا شولستانیلغتنامه دهخداعلیرضا شولستانی .[ ع َ رِ ل ِ ] (اِخ ) وی در قرن یازدهم هجری در هند میزیست و او را اشعاری است . (از الذریعه ٔ آقابزرگ طهرانی ج 9 ص 757 بنقل از تذکره ٔ نصرآبادی
ممتازای شولستانیلغتنامه دهخداممتازای شولستانی . [ م ُ ی ِ ل ِ ] (اِخ ) از شولستان فارس و از شاعران قرن یازدهم است . از اوست :شویم ز لوح دل چو هما نقش آرزومشق قناعت از قلم استخوان کنم .(از ت
کشکلستانلغتنامه دهخداکشکلستان .[ ک َ ک ِ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خرم آباد شهرستان تنکابن واقع در 10هزارگزی جنوب خاوری تنکابن و 5هزارگزی خرم آباد. آب آن از رودخانه و چشمه لیکه