سد پرتابblocked shot, block 8واژههای مصوب فرهنگستاندر بسکتبال، منحرف کردن توپ پرتابشده در مسیرش به سمت سبد، پیش از طی کردن قوس فرودین، بهطوریکه از گل جلوگیری شود
هشتfigure eight/figure 8, eightواژههای مصوب فرهنگستانابزاری فلزی برای فرود و حمایت بهشکل عدد هشت عربی (8) که یک سر آن بزرگتر از دیگری است و در تماس با طناب سطح کافی برای ایجاد اصطکاک فراهم میکند
دفاع هشتoctave, parry 8واژههای مصوب فرهنگستاندرشمشیربازیِ تامتن و برتن، وضعیت دفاعی شمارة هشت که در آن نوک شمشیر پایینتر از دست قرار دارد و شمشیرباز دربرابر ضربههای هدایتشده بهسوی پایین و بیرون هدف به
سختیفرهنگ انتشارات معین(سَ)(حامص .)1 - پایداری . 2 - مشکل ، دشواری . 3 - بخل . 4 - بی رحمی . 5 - زحمت . 6 - گرفتاری ،رنج . 7 - تهیدستی .8 - آسیب ، بلا.
بادَرشبی داروییDracocephalum moldavica, Moldavica punctata, Moldavica suaveolens, Moldavian dragonheadواژههای مصوب فرهنگستانگونهای بادَرشبی به شکل علفی یکساله با ساقههای راست به ارتفاع 15 تا 50 سانتیمتر و منشعب از قاعده و با برگهای دُمبرگدار و مستطیلی ـ تخممرغی یا مستطیلـی ـ
سریراسواژهنامه آزادسَریراس به معنی زیبای بر تخت نشسته ی پارس که از صفات پادشاها زمان هخامنشی است. تلفظ صحیح:Sariras. سریر:به معنی اریکه، اورنگ و تخت پادشاهی است. سریرا (سریر+ا):"
ابجدفرهنگ انتشارات معین(اَ جَ) [ ع . ] (اِ.) ترتیب و ترکیب قدیم حروف الفبای عربی که عبارتست از: ا، ب ، ج ، د، ه ، و، ز، ح ، ط ، ی ، ک ، ل ، م ، ن ، س ، ع ، ف ، ص ، ق ، ر، ش ، ت ، ث ،
اسکندرلغتنامه دهخدااسکندر. [ اِ ک َدَ ] (اِخ ) مقدونی ، مشهور به اسکندر گُجَسْتَک (ملعون ) یا کبیر (مولد 356، جلوس 336 و وفات 323 ق .م .). اسم این پادشاه مقدونی الکساندر ۞ بود و م