برش 6section 3واژههای مصوب فرهنگستانقسمتی از لحن که از چند انگاره تشکیل میشود و کوچکتر از عبارت است
یخنیواژهنامه آزادyakhni:dokd:یخنی خورشتی بسیار خوشمزه با گوشت گوسفند(ران سرسینه یا راسته با استخوان) مخصوص مراسم عروسیها / مهمانیها / جشنها / برخی عذا داریهای افراد متمول و میان
اسکندرلغتنامه دهخدااسکندر. [ اِ ک َدَ ] (اِخ ) مقدونی ، مشهور به اسکندر گُجَسْتَک (ملعون ) یا کبیر (مولد 356، جلوس 336 و وفات 323 ق .م .). اسم این پادشاه مقدونی الکساندر ۞ بود و م
فربهفرهنگ انتشارات معین(فَ بِ) [ په . ] (ص .)1 - پُرگوشت ، چاق . 2 - عظیم ،سنگین .3 - نیرومند.4 - سخت ، شدید. 5 - آبادان ، پر رونق . 6 - بسیار، فراوان . 7 - ضخیم ، ستبر.
سریراسواژهنامه آزادسَریراس به معنی زیبای بر تخت نشسته ی پارس که از صفات پادشاها زمان هخامنشی است. تلفظ صحیح:Sariras. سریر:به معنی اریکه، اورنگ و تخت پادشاهی است. سریرا (سریر+ا):"