قلمهزنیcutting 6, cuttage 2واژههای مصوب فرهنگستانروشی در افزایش غیرجنسی گیاهان که در آن بخشی از گیاه را قطع میکنند و در محیط مناسب برای ریشهزایی قرار میدهند متـ . قلمه زدن
پایابفرهنگ انتشارات معین(اِمر.) 1 - ته آب . 2 - بخش کم عمق آب . 3 - گرداب . 4 - راه و پله ای که از آن بتوان به ته چاه یا قنات رفت . 5 - گذرگاه . 6 - مقاومت و ایستادگی . 7 - کنایه از:
سازفرهنگ انتشارات معین(اِ.) 1 - هریک از آلات موسیقی . 2 - وسایل زندگی . 3 - سامان ، نظم و ترتیب . 4 - استعداد، آمادگی . 5 - ابزار، آلت . 6 - نغمة موسیقی ، آهنگ . 7 - تجهیزات جنگی ،
سختیفرهنگ انتشارات معین(سَ)(حامص .)1 - پایداری . 2 - مشکل ، دشواری . 3 - بخل . 4 - بی رحمی . 5 - زحمت . 6 - گرفتاری ،رنج . 7 - تهیدستی .8 - آسیب ، بلا.
دستگاهفرهنگ انتشارات معین(دَ) (اِمر.) 1 - ثروت . 2 - نیرو، توانایی . 3 - یک آهنگ کامل موسیقی . 4 - هر مجموعه ابزار و آلاتی که برای انجام کاری فراهم شده باشد. 5 - دسترس ، دسترسی . 6 - شک