دفاع پنجquinte (fr.), parry 5واژههای مصوب فرهنگستانوضعیت دفاعی شمارة پنج در شمشیربازیِ تامتن و برتن، که در آن نوک شمشیر بالاتر از دست قرار دارد و شمشیرباز دربرابر ضربههای هدایتشده بهسوی بالا و درون به دفاع م
شبکه 5roseواژههای مصوب فرهنگستانروزنهای صوتی، معمولاً به شکل گُل، که بر روی صفحۀ سازهای زهی، بهویژه خانوادۀ بربطها، ایجاد میشود تا بین هوای داخل جعبۀ صوتی و هوای خارج ساز ارتباط برقرار شو
اسکندرلغتنامه دهخدااسکندر. [ اِ ک َدَ ] (اِخ ) مقدونی ، مشهور به اسکندر گُجَسْتَک (ملعون ) یا کبیر (مولد 356، جلوس 336 و وفات 323 ق .م .). اسم این پادشاه مقدونی الکساندر ۞ بود و م
سریراسواژهنامه آزادسَریراس به معنی زیبای بر تخت نشسته ی پارس که از صفات پادشاها زمان هخامنشی است. تلفظ صحیح:Sariras. سریر:به معنی اریکه، اورنگ و تخت پادشاهی است. سریرا (سریر+ا):"
ابجدفرهنگ انتشارات معین(اَ جَ) [ ع . ] (اِ.) ترتیب و ترکیب قدیم حروف الفبای عربی که عبارتست از: ا، ب ، ج ، د، ه ، و، ز، ح ، ط ، ی ، ک ، ل ، م ، ن ، س ، ع ، ف ، ص ، ق ، ر، ش ، ت ، ث ،
ضریبهفرهنگ انتشارات معین(ضَ بِ یا بَ) [ ع . ضریبة ] (اِ.) 1 - سرشت ، خوی 2 - عایدی ضرابخانه ، دخل دارالضرب . 3 - جزیه ، گزیت . 4 - خراج زمین و مانند آن . 5 - گمرک . 6 - تیزی شمشیر، شمش
پرداختنفرهنگ انتشارات معین(پَ تَ) [ په . ] (مص م .) 1 - ادا کردن ، کارسازی کردن . 2 - جلا دادن . 3 - به انتها رسانیدن .4 - شرح دادن . 5 - خالی کردن ، خلوت کردن . 6 - دور کردن ، جدا کردن