مأمور مخفیsecret agent, agent 4, foreign agent 2, intelligencer, operative, informer, intelligence agent, intelligence officer, undercover agentواژههای مصوب فرهنگستانفردی که به جمعآوری اطلاعات محرمانۀ یک کشور و قرار دادن آن در اختیار کشور دیگر میپردازد متـ . جاسوس spy
گِلگیرfender 2, wing 4واژههای مصوب فرهنگستانبخشی از بدنه دارای دو لایۀ بیرونی و درونی که در بالای چرخها قرار گرفته است و از پاشیده شدن گِل و آب و سنگ و مانند آن به اطراف جلوگیری میکند
چهارـ شیبنورد،4ـ شیبنورد4X racerواژههای مصوب فرهنگستانورزشکـاری که در چهارـ شیبنوردی شرکت میکند
پاکسازی 4purgingواژههای مصوب فرهنگستانجانشین کردن مادهای بهجای مادۀ درون یک محفظه بهنحویکه محفظه عاری از مادۀ اولیه شود
شکر سیاهواژهنامه آزادکشت نیشکر هر ساله از اردیبهشت ماه آغاز شده و بعد از گذشت ۸ماه در اوایل دی برداشت می شودوبرای اینکه ماحصل دست رنج کشاورزان به بازار عرضه شود پس از تمیز کردن نیشک
یخنیواژهنامه آزادyakhni:dokd:یخنی خورشتی بسیار خوشمزه با گوشت گوسفند(ران سرسینه یا راسته با استخوان) مخصوص مراسم عروسیها / مهمانیها / جشنها / برخی عذا داریهای افراد متمول و میان
آبفرهنگ انتشارات معینخفته (بِ خُ تِ) (اِمر.) 1 - آب راکد. 2 - ژاله . 3 - برف . 4 - تگرگ . یخ . 5 - شیشه ، بلور. 6 - شمشیر (در غلاف ).
آبکارفرهنگ انتشارات معین(ص مر.)1 - سقا. 2 - شرابخوار.3 - ساقی . 4 - باده فروش . 5 - نگین ساز. 6 - آبیاری مزرعه . 7 - کسی که فلزات را آب می دهد.