حائل 2screen 5, shield 1, block 4, pick 1واژههای مصوب فرهنگستاندر بسکتبال، حرکتی که در آن بازیکن مهاجم بین همتیمی و مدافع حریف قرار میگیرد تا موقعیتی را برای آزاد شدن همتیمی دارای توپ یا بدون توپ خود فراهم کند
رَفیخice shelf, shelf ice 1, barrier 4واژههای مصوب فرهنگستانیخی ضخیم با رویۀ نسبتاً تخت که در امتداد ساحل قطبی و در خلیجها و خورهای کمعمق تشکیل میشود
بریدۀ جرایدcutting 4, clipping 1واژههای مصوب فرهنگستانمجموعۀ مطالب گردآوریشده از روزنامهها و مجلات در موضوعات مرتبط با کارسپار
خط مرزی 1border line, boundary lineواژههای مصوب فرهنگستانخطی در مرز میان دو کشور مستقل متـ . مرز 1 border 1, boundary 2, frontier 1
عصبپوشش 1neuroepithelium 1/ neurepithelium 1واژههای مصوب فرهنگستانبخشی از یاختههای برونپوستی که در مرحلۀ جنینی پییاختهها را میسازند متـ . پیپوشش 2
بارهنگ سیاهدانهPlantago psylliumواژههای مصوب فرهنگستانگونهای بارهنگ به ارتفاع حداکثر 40 سانتیمتر و با ساقۀ مشخص و گرههایی با فاصلۀ 1 تا 7 سانتیمتر و در بالا دارای کرکهای افراشته و غدههای کوچک، با برگهای ساقه
اسکندرلغتنامه دهخدااسکندر. [ اِ ک َدَ ] (اِخ ) مقدونی ، مشهور به اسکندر گُجَسْتَک (ملعون ) یا کبیر (مولد 356، جلوس 336 و وفات 323 ق .م .). اسم این پادشاه مقدونی الکساندر ۞ بود و م
ژئوماتیکواژهنامه آزادعلم ، هنر و فن آوری تعیین موقعیت نسبی نقاط بر روی سطح زمین ، بالا و پایین سطح زمین و در به مفهوم کلی تر ژئوماتیک (نقشه برداری ) در برگیرنده تمامی روش های اندازه
سریراسواژهنامه آزادسَریراس به معنی زیبای بر تخت نشسته ی پارس که از صفات پادشاها زمان هخامنشی است. تلفظ صحیح:Sariras. سریر:به معنی اریکه، اورنگ و تخت پادشاهی است. سریرا (سریر+ا):"