یکبار مصرفواژهنامه آزاد(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) تک گسار، چندگسار، دورانداختنی. "تَک گُسار" از ریشۀ "گُساردَن" به چَمِ "مصرف کردن". اگر ریز شویم، برای نمونه:یک آبدزدک (سرنگ)
رمز یکبارمصرفone-time pad cipher, vernam cipherواژههای مصوب فرهنگستانرمزی که در آن از کلید رمز تنها یک بار استفاده میشود بهطوریکه هر حرف یا نماد کلید برای رمز کردن یک نماد متن اصلی به کار میرود
فریبگر یکبارمصرفexpendable decoyواژههای مصوب فرهنگستاننوعی فریبگر که از هواپیما پرتاب میشود و پس از ایجاد هدفهای کاذب در صفحۀ رادار دشمن بیاستفاده میشود
موجودی یکبارمصرفnon-recycled inventoriesواژههای مصوب فرهنگستاناقلامی که در طی امور جاری خانهداری مصرف میشوند
پست مدرنیسمواژهنامه آزاداصطلاحی بحث انگیز است که مناقشات زیادی درباره فرهنگ معاصر از اوایل دهه ١٩٨٠م برانگیخته است. در معنی ساده تر و کم تر راضی کننده اش به طور کلی اشاره به مرحله سده
راشلغتنامه دهخداراش . (اِ) توده و انبار غله ٔ پاک شده را گویند مرادف جاش . (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ) (از فرهنگ رشیدی ). توده و انبار غله .(غیاث اللغات ). توده و انبار غله
بیدلغتنامه دهخدابید. (اِ) درختی است مشهور و آن را به عربی صفصاف خوانند. (برهان ) (از ناظم الاطباء). درختی است از تیره ٔ بیدها و جنسهای بسیار دارد مانند سفیدو زرد و بید معلق و ه
کارلغتنامه دهخداکار. (اِ) آنچه از شخص یا چیزی صادر گردد و آنچه شخص خود را بدان مشغول سازد و فعل و عمل وکردار. (ناظم الاطباء). آنچه کرده و بجا آورده شود که الفاظ دیگرش عمل و فعل