یلانلغتنامه دهخدایلان . [ ی َ ] (اِخ ) یلانشان . نام پهلوانی بوده است تورانی که بر دست بیژن مبارز ایرانی کشته شد و او را یلانشان نیز گفته اند. (آنندراج ) (از برهان ). و رجوع به
یلانفرهنگ نامها(تلفظ: yalān) (= یلانشان) (در اعلام) نام پهلوانی تورانی که به دست بیژن ـ مبارز ایرانی ـ کشته شد .
یلان بافلغتنامه دهخدایلان باف . [ ی َ لام ْ ] (ن مف مرکب ، اِ مرکب ) چیزی است که خطوط محرف مثل داشته باشد و اکثر از آن حاشیه ٔ چادر و سجاف قبا و چپکن سازند. (آنندراج ). و رجوع به یل
یلان سینهلغتنامه دهخدایلان سینه . [ ی َ ن َ ] (اِخ ) نام پهلوانی ایرانی که با بهرام چوبینه به جنگ خاقان رفت . (ناظم الاطباء). نام یکی از سران سپاه هرمزبن نوشیروان که بهرام چوبینه در
یلانشانلغتنامه دهخدایلانشان . [ ی َ ] (اِخ ) یلان . نام پهلوانی تورانی که بر دست بیژن کشته شد . (ناظم الاطباء). و رجوع به یلان شود.
یلان بافلغتنامه دهخدایلان باف . [ ی َ لام ْ ] (ن مف مرکب ، اِ مرکب ) چیزی است که خطوط محرف مثل داشته باشد و اکثر از آن حاشیه ٔ چادر و سجاف قبا و چپکن سازند. (آنندراج ). و رجوع به یل
یلان سینهلغتنامه دهخدایلان سینه . [ ی َ ن َ ] (اِخ ) نام پهلوانی ایرانی که با بهرام چوبینه به جنگ خاقان رفت . (ناظم الاطباء). نام یکی از سران سپاه هرمزبن نوشیروان که بهرام چوبینه در
یلانشانلغتنامه دهخدایلانشان . [ ی َ ] (اِخ ) یلان . نام پهلوانی تورانی که بر دست بیژن کشته شد . (ناظم الاطباء). و رجوع به یلان شود.