آب پزلغتنامه دهخداآب پز. [ پ َ ] (ن مف مرکب ) تخم مرغ یاگوشت به آب ساده و بی روغن پخته . مسلوق و مسلوقه .
ومهةلغتنامه دهخداومهة. [ وَ هََ ] (ع اِ) خلاصه ٔ هر چیزی یاگذارش [ گزارش ] آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
نقاضلغتنامه دهخدانقاض . [ ن َق ْ قا ] (ع ص ) بار گران که پشت را لاغر گرداند یاگران سازد چنانکه آواز برآید از آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || شکننده ٔ عهد و پیمان . (ناظم الاط