1380 مدخل
گول
گول زدن
گول زدن، دخترباز، زناء کار
گول زدن، گدا، گرفتار فقر و فاقه، سائل، بگدایی انداختن، بیچاره کردن
گول زدن، غرغر کردن، گله کردن، ژکیدن
گول زدن، جیغ زدن، لاف زدن، واغ واغ کردن
گول زدن، من من کننده
گول زدن، دفن کردن، قبر ساختن
گول ها، قرمز، سرخ
گول زدن، سرزنش کننده
گول زدن، غرغره، گلو شویی، غرغره کردن
گول و احمق، سخت گرم.