کوله هردلغتنامه دهخداکوله هرد. [ ل َ هََ ] (اِخ ) دهی از دهستان حسین آباد که در حومه ٔ شهرستان سنندج واقع است و 150 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
کؤلةلغتنامه دهخداکؤلة. [ ک ُ ئو ل َ ] (ع مص ) کال . کألة. فروختن یا خریدن دینی که تو راست بر شخصی به مقابله دینی که او راست بر دیگری . (منتهی الارب ). کأل . کألة. (ناظم الاط
گزردرهلغتنامه دهخداگزردره . [ گ ُ زَ دَ رَ / رِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حسین آباد بخش دیواندره ٔ شهرستان سنندج ، واقع در 21 هزارگزی شمال خاوری سنندج و 6 هزارگزی شمال کوله هرد.
ترازولغتنامه دهخداترازو. [ ت َ ](اِ) آلتی باشد که چیزها را بدان وزن کنند. (برهان )(از انجمن آرا) (از آنندراج ). آلتی که بدان وزن چیزها را معین کنند، و بتازی میزان گویند. (ناظم ال