کلوتکلغتنامه دهخداکلوتک . [ ک ُ / ک َ ت َ ] (اِ)بمعنی کدنگ است و آن چوبی باشد که گازران و دقاقان جامه را بدان دقاقی کنند. (برهان ) (آنندراج ). کدنگ وچوبی که بدان جامه را دقاقی کن
کلوتکفرهنگ انتشارات معین(کُ یا کَ تَ) (اِ.) چوبی باشد که گازران و دقاقان جامه را بدان دقاقی کنند؛ کدنگ .
کبوتکلغتنامه دهخداکبوتک . [ ک َ ب ُ ک َ ] (اِ) نوعی سنگ قیمتی که در کتیبه های شوش نام آن آمده و آن را از سغد می آورده اند. داریوش بزرگ پادشاه هخامنشی از آن در قصر شوش بکار برده ا