سلاخفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهکسی که در کشتارگاه پوست حیوانات کشتهشده را میکند؛ پوستکن؛ بسیار پوستکننده.
مسلخفرهنگ انتشارات معین(مَ لَ) [ ع . ] (اِ.) 1 - کشتارگاه ، جای پوست کندن . 2 - رخت کن ، رخت کن گرمابه . ج . مسالخ .
رنگدانۀ گوشت عملآمدۀ پختهcooked cured-meat pigmentواژههای مصوب فرهنگستانرنگدانۀ حاصل از گلبولهای قرمز خون دام که از فراوردههای جانبی هر مجتمع کشتارگاهی است اختـ . رنگوپخت CCMP