ابن معدی کربلغتنامه دهخداابن معدی کرب . [ اِ ن ُ م َ ک َ رِ ] (اِخ ) ابوکریمه مقدم بن معدی کرب کندی . از صحابه ٔ رسول صلی اﷲعلیه وآله . به آخر عمر در حمص ساکن بود و به 91 سالگی در سال 7
اشکربلغتنامه دهخدااشکرب . [ اِ ک َ ] (اِخ ) برحسب نوشته ٔ یاقوت نام قصبه ای است در جهت شرقی اندلس . این محل مسقط رأس بعضی از مشاهیر علما بوده است و معلوم نشد اسپانیولیهای امروز
ابوکربلغتنامه دهخداابوکرب . [ اَ ک َ رِ ] (اِخ ) الضریر. پیشوای صنف کربیه است . و کربیه یکی از چهار فرقه ٔ کیسانیه باشند. (بیان الادیان ) (مفاتیح العلوم خوارزمی ).
متکربلغتنامه دهخدامتکرب . [ م ُ ت َ ک َرْ رِ ] (ع ص ) کرابه چیننده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). چیننده ٔ خرمای کرابه . (ناظم الاطباء). رجوع به تکرب شود.
معدیکربلغتنامه دهخدامعدیکرب . [ م َ ک َ رِ ] (اِخ ) ابن الیفع یثع، از ملوک جاهلی یمانی قدیم است . بعضی از محققان زمان حیات او را در قرن پنجم و بعضی دیگر در حدود قرن دهم قبل از میلا
مکربلغتنامه دهخدامکرب . [ م ِ رَ ] (ع اِ) هرچیزی که بدان زمین را جهت کشت شیار کنند. (ناظم الاطباء). ابزار شیار کردن زمین . (از ذیل اقرب الموارد).
تکربلغتنامه دهخداتکرب . [ت َ ک َرْ رُ ] (ع مص ) کرابه چیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و کرابه بالضم ، خرما که از بیخ شاخ چینند بعد درو. (آنندر