قناتلغتنامه دهخداقنات . [ ق َ ] (ع اِ)چوب نیزه . رجوع به قناة شود. || کاریز. (مهذب الاسماء). کهریز. کاهریز. ج ، قنوات : وای بومسلم که مر سفاح رااو برون آورد زان ویران قنات . ناص
کهریزلغتنامه دهخداکهریز. [ ک َ ] (اِ) کاریز و قنات و مجرای آب در زیرزمین . (از ناظم الاطباء). کاریز. کاهریز. قنات . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : چون از دور یکی رابدیدی ، اعلا
ابوتاشفین اوللغتنامه دهخداابوتاشفین اول . [ اَ ن ِ اَوْ وَ ] (اِخ ) عبدالرحمن پسر موسی اول . پنجمین پادشاه سلسله ٔ بنی زیان به تلمسان . در بیست وپنج سالگی به سال 718 هَ . ق . پس از قتل پ