پیشانهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. پیشین.۲. (اسم) پیشرو.۳. سابق؛ گذشته.۴. (اسم) ازل.۵. (اسم) بالای خانه و صدر مجلس: ◻︎ هست مستی که کشد گوش مرا یارانه؟ / از چنین صفِّ نعالم سوی پیشانه بَرَد؟ (م
پیشانهلغتنامه دهخداپیشانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) پیشان . پیشخانه . پیش مکان . صدر مجلس . بالای خانه . مقابل پای ماچان و صف نعال : نیست مستی که مرا جانب میخانه بردجانب ساقی گلچ
پیشانه 1above the foldواژههای مصوب فرهنگستان1. بخش بالایی روزنامه که بیشتر در معرض دید خواننده است 2. قسمت بالای صفحۀ اینترنتی که با ورود به صفحه و بدون تلیک در معرض دید بازدیدکنندۀ صفحۀ وب قرار دارد
پیشانه 2console 1واژههای مصوب فرهنگستانتجهیزاتی شامل صفحهکلید و نمایشگر که کاروَر برای برقراری ارتباط با رایانه و واپایی و پایش عملیات از آن استفاده میکند
پیشانهالغتنامه دهخداپیشانها. [ ن َ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) مولوی گوید : آنهمه اندیشه ٔ پیشانهامی شناسد از بدایت جانها.(مثنوی چ نیکلسن دفتر اول ص 103؛ چ خاور ص 35).در شرح مثنوی چ علاء
عوامل پیشانهشتگیpre-depositional factorsواژههای مصوب فرهنگستانعوامل محیطی مؤثر بر آثار باستانشناختی پیش از نهشتهگذاری
پیشانهالغتنامه دهخداپیشانها. [ ن َ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) مولوی گوید : آنهمه اندیشه ٔ پیشانهامی شناسد از بدایت جانها.(مثنوی چ نیکلسن دفتر اول ص 103؛ چ خاور ص 35).در شرح مثنوی چ علاء
خدمات پیشانۀ ثبتیregister consoleواژههای مصوب فرهنگستانخدماتی که به مشترک امکان میدهد نقش پیشانه را در میان مشترکان خدمات خاص مرکز تلفن ایفا کند و ضمن صفبندی، تماسهای ورودی آنها را انتقال دهد