پُلُنْگگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی بقچه ، پارچه ای که با آن وسایل را میبندند و کاربردی چون کیف داشته است.
کوس بستنلغتنامه دهخداکوس بستن . [ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) خود را گرد کردن جستن را چنانکه شیر و ببر و پلنگ و گربه و مانند آن . ابتدای حمله ٔ ددگان چون شیر وببر و پلنگ . خود را برای جستن
پلنگلغتنامه دهخداپلنگ . [ پ َ ل َ ] (اِ) جانوری است از رده ٔ پستانداران از راسته ٔ گوشتخواران جزو تیره ٔ گربه سانان با خالهای سیاه روی پوست و گونه های متعدد. گویند که دشمن شیر ا