حنیاءلغتنامه دهخداحنیاء. [ ح َ ] (ع ص ) مؤنث احنی : امراءة حنیاءالظهر؛ زن کوژپشت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
هنیئاًلغتنامه دهخداهنیئاً. [ هََ ئَن ْ ] (ع ق ) گوارنده باد. (ترجمان القرآن ).- هنیئاً مریئاً ؛ سازگار و گوارا.
هنیئالکفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگوارا باد برتو: ◻︎ سخن این به آن هنیئاًلک / پاسخ آن به این که بادت نوش (هاتف: ۴۹).
هَنِيئاًفرهنگ واژگان قرآنگوارا(کلمه هنيئا صفت مشبهه از ماده هناء است و ماده هناء به معناي آسان هضم شدن غذا و نيز به معناي قبول طبع است ، اين لغت در خوراکيها و طعام استعمال ميشود مثلا مي
هنیئاًلغتنامه دهخداهنیئاً. [ هََ ئَن ْ ] (ع ق ) گوارنده باد. (ترجمان القرآن ).- هنیئاً مریئاً ؛ سازگار و گوارا.
هنیئالکفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگوارا باد برتو: ◻︎ سخن این به آن هنیئاًلک / پاسخ آن به این که بادت نوش (هاتف: ۴۹).
مریاًلغتنامه دهخدامریاً. [ م َ ری یَن ْ ] (ع ص ) هنیا مریا؛ گوارنده باد.هنیئاً مریئا. (اقرب الموارد). رجوع به مری ٔ شود.
مریئاًلغتنامه دهخدامریئاً.[ م َ ئَن ْ ] (ع ص ) گوارنده باد. (ترجمان القرآن جرجانی ). گوارنده باد ترا! منصوب است بر حال . (دهار).- هنیئاً مریئاً ؛ خوش و گوارنده باد! رجوع به مری ٔ