حلالغتنامه دهخداحلأ. [ ح َل ْءْ ] (ع مص ) بتازیانه زدن . (اقرب الموارد) (تاج المصادر بیهقی ). || بر زمین افکندن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || پوست بازکردن . (تاج المصادر
حلالغتنامه دهخداحلا. [ ح َ ] (ع اِ) تبخاله . (منتهی الارب ). دانه ها و بثوراتی که هنگام تب کردن آدمی بر لبان وی ظاهر میگردد. (از اقرب الموارد).
هلعلغتنامه دهخداهلع. [ هَُ ل َ ] (ع ص ) نیک آزمند: ذئب هلع بلع؛ گرگ نیک آزمند فروخورنده . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
هلعلغتنامه دهخداهلع. [ هََ ل َ ] (ع مص ) خروشیدن از ناشکیبائی . (منتهی الارب ). آشکارا جزع کردن . || گرسنه شدن . (از اقرب الموارد).
هلعلغتنامه دهخداهلع. [ هََ ل ِ ] (ع ص ) خروشنده از ناشکیبائی . (منتهی الارب ). سخت جزع کننده . (اقرب الموارد). || نیک آزمند. (منتهی الارب ).