نَّاقُورِفرهنگ واژگان قرآنهر چيزي که به آن ميکوبند تا صدا کند ( جمله نقر در ناقور نظير جمله نفخ در صور کنايه از زنده کردن مردگان در قيامت و احضار آنان براي حسابرسي است)
ناجورفرهنگ مترادف و متضادآشفته، بیتناسب، بیقواره، ضد، مخالف، مختلف، ناباب، نابرابر، ناجنس، نادرست، ناسازگار، نامرتب، نامناسب، ناهماهنگ، ناهمتا، ناهمجور، ناهمساز، ناهمسان، ناهمگون، نایکس
ناجوردیکشنری فارسی به انگلیسیanachronism, awry, anomalous, awkward, dissident, dissonant, divergent, foreign, fragmentary, heterogeneous, ill-assorted, ill-suited, inappropriate, incompatib
ناجوریدیکشنری فارسی به انگلیسیclash, disagreement, discrepancy, diversity, impropriety, ineptness, maladjustment, misfit, spottiness, variance
ناتورالیستلغتنامه دهخداناتورالیست . (فرانسوی ، ص ) طبیعی دان و محقق در تاریخ طبیعی . || کسی که حیوانات را برای گردآوری در کلکسیون آماده میسازد. || نویسنده ای که پیرو مکتب ناتورالیسم ب