مکرمت ستایلغتنامه دهخدامکرمت ستای . [ م َ رُ م َ س ِ ] (نف مرکب ) ستاینده ٔ مکرمت . ستایش کننده ٔ جوانمردی و بزرگواری : کعبه عبادت ستای من شد از ایرادید مرا مکرمت ستای صفاهان .خاقانی
مکرماًلغتنامه دهخدامکرماً. [ م ُ ک َرْ رَ مَن ْ ] (ع ق ) باتکریم . بااحترام . به عزت : صواب آن است که عزیزاً و مکرماً بدان قلعت مقیم می باشد. (تاریخ بیهقی چ فیاض ص 9). معتصم گفت ح
مَّکَرْتُمُوهُفرهنگ واژگان قرآنآن نیرنگ را اندیشیده اید- آن حیله را به کار بردید - نقشه اش را کشیدید(کلمه مکر به معناي آن است که با حيله شخصي را از هدفي که دارد منصرف کني ،وبه دو قسم است ، يک
مُّکَرَّمَةٍفرهنگ واژگان قرآنبسیار اکرام شده - بسیار گرامی و ارجمند ( در اينجا استفاده از باب تفعيل براي نشان دادن كثرت است)
مُکْرَمِينَفرهنگ واژگان قرآنمحترمین - اکرام شدگان - تکریم شدگان (معناي تکريم با تفضيل متفاوت است، چون تکريم معنائي است نفسي و در تکريم کاري به غير نيست ، بلکه تنها شخص مورد تکريم مورد نظر
مرمتفرهنگ مترادف و متضاد۱. ترمیم، تعمیر ۲. احیا، اصلاح، بازسازی ۳. اصلاح کردن، تعمیر کردن ۴. آشتی، صلح
مرمت کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. ترمیم کردن، تعمیر کردن ۲. بازسازی کردن، بهسازی کردن ۳. اصلاح کردن، بهبود بخشیدن
مرمتدیکشنری فارسی به انگلیسیface lifting, mend, mending, overhaul, refurbishment, rehabilitation, repair, reparation, restoration
مرمتیلغتنامه دهخدامرمتی . [ م َ رَم ْ م َ ] (ص نسبی ) منسوب به مرمت . آنچه احتیاج به مرمت و اصلاح و تعمیر دارد.