مستورفرهنگ مترادف و متضاد۱. پنهان، پوشیده، مختفی، مخفی، مستتر، مکتوم، مکنون، ملبس، ناآشکار، ناپدید، ناپیدا، نهفته ۲. محجوب، مقنع ۳. پردهنشین، مستوره، پاکدامن، عفیف ۴. نقابدار ≠ پیدا، نا
مستورلغتنامه دهخدامستور. [ م َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از سَتر. پوشیده شده . (از اقرب الموارد) (غیاث ). نهان . نهانی . پوشیده . مخفی . پردگی . نهفته . درپرده . زیر پرده . پرده دار. ج
مستورلغتنامه دهخدامستور. [ م َ ] (اِخ ) ابن عباد هنائی . مکنی به ابوتمام . محدث است و عبداﷲبن المبارک از او روایت کند. و رجوع به ابوتمام شود.
مستوراتلغتنامه دهخدامستورات .[ م َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مستورة. رجوع به مستورة شود.- تاج المستورات ؛ تاج خانمهای پردگی پارسا، و آن لقبی است که به شاهزاده خانمها می دادند. (از ناظم الا
مستورخلغتنامه دهخدامستورخ . [ م ُ ت َ رِ ] (ع ص ) زمین تر شده . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به استیراخ شود.
مستوردلغتنامه دهخدامستورد. [ م ُ ت َ رِ ] (اِخ ) ابن علفه ٔ تیمی ، از تیم الرباب . از اباضیه بود و بعد از واقعه ٔ نهروان ، در نخیله بر علی بن ابی طالب (ع ) خروج کرد ولی توانست خود