محرمفرهنگ مترادف و متضاد۱. رازپوش، رازدار، رازنگهدار، سرنگهدار، معتمد، موثق ۲. انیس، مقرب، مونس، ندیم ۳. آشنا، خویش، خویشاوند، نزدیک ۴. همسر، زوجه ۵. حرام، ناشایست ≠ نامحرم
نخل محرملغتنامه دهخدانخل محرم . [ ن َ ل ِ م ُ ح َرْ رَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) نخل عزا. نخل ماتم . تابوت . (ازآنندراج ). نخلی که به ایام عزاداری عاشورا به انواع پارچه ها و چراغ ه
چنارسیدمحرملغتنامه دهخداچنارسیدمحرم . [ چ ِ س َی ْ ی ِ م ُ ح َرْ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان خروسلو بخش گرمی شهرستان اردبیل که در 45 هزارگزی شمال گرمی در مسیر راه شوسه ٔ بیله سوار به اصل
ذومحرملغتنامه دهخداذومحرم . [ م َ رَ ] (ع ص مرکب ، اِ مرکب ) آنکه نکاح با وی روا نبود. چون مادر و خواهر و عمه و دائیزه .