مبدل منهلغتنامه دهخدامبدل منه . [ م ُ دَ لُن ْ م ِن ْه ْ ] (ع ص مرکب ، اِ مرکب ) بدل آورده شده از آن . آنچه از آن بدل آرند. کلمه ای که کلمه ٔ دیگر بدل آن آید:جهان پهلوان نصرت الدین
مبدل 1transformerواژههای مصوب فرهنگستاندستگاهی که معمولاً جریان متناوب را، بدون تغییر بسامد، به جریان متناوب دیگری با اختلاف پتانسیل و شدت جریان متفاوت تبدیل کند متـ . ترانسفورماتور
مبدل آکوستیکیacoustic transformerواژههای مصوب فرهنگستانوسیلهای که نشانک/ سیگنال الکتروآکوستیکی ورودی را به نشانک/ سیگنالی با بسامد یا دامنۀ متفاوت تبدیل میکند
مبدل جوشکاریwelding transformerواژههای مصوب فرهنگستانمبدلی برای تبدیل برق ورودی به تراز ولتاژ و جریان قابلاستفاده در یک چرخة کاری معین
مبدل زنگrust converterواژههای مصوب فرهنگستانمادۀ شیمیایی شامل مواد معدنی و آلی که برای تبدیل زنگارهای سطح فلز به لایهای محافظ به کار میرود و مانع نفوذ رطوبت و زنگزدگی بازگشتی میشود
مبدل قیاسی به رقمیanalog-to-digital converterواژههای مصوب فرهنگستانافزارهای که نشانک/ سیگنال قیاسی را دریافت میکند و آن را، بهصورتی مناسب، به قالب رقمی تبدیل میکند
مبدل گشتاورtorque converter, TC 2, hydraulic torque converter, hydro-dynamic torque converterواژههای مصوب فرهنگستانبخشی از جعبهدندة خودکار که گشتاور دریافتی از موتور را با به حرکت درآوردن یک سیال تراکمناپذیر به محور ورودی جعبهدنده منتقل میکند
مبدل گشتاور قفلشوlock-up torque converterواژههای مصوب فرهنگستانمبدل گشتاوری که محورهای ورودی و خروجی آن میتوانند از طریق یک کلاچ اصطکاکی مستقیماً به هم متصل شوند و درنتیجه از اتلاف انرژی جلوگیری شود
مبدل ولتاژvoltage transformer, potential transformerواژههای مصوب فرهنگستانابزاری برای تبدیل ولتاژی که فاقد جریان است یا اندکی جریان دارد