لغت نامهلغتنامه دهخدالغت نامه . [ ل ُ غ َ م َ / م ِ ] (اِ مرکب ) فرهنگ . دیکسیونر . کتاب لغت . قاموس اللغة : اردشیربن دیلمسپار النجمی الشاعر از من که ابومنصور علی بن احمد الاسدی الط
لغت نامهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهکتابی که شامل لغات، ترکیبات و اصطلاحات یک زبان باشد؛ کتاب لغت؛ فرهنگ.
میهاواژهنامه آزادابر. که در لغتنامه های مازندرانی به اشتباه " میا " نوشته میشود. در زبان تبری به معنی ابر.
اکملغتنامه دهخدااکم . [ اَ ک َ ] (علامت اختصاری ) در کتاب من (لغتنامه ٔ دهخدا) علامت اسدی کتابخانه ٔ مسجد سپهسالاراست . (یادداشت مؤلف ) .
طرازینلغتنامه دهخداطرازین . [ طَ ] (ع اِ) دزی در لغتنامه ٔ خود برای شاهد استعمال این کلمه ٔ عبارت ذیل را از الف لیلة و لیله چاپ پرسلا ج 12 ص 123 سطر 1 و 2 آورده است : فدخل الی مقص
حمزه ٔ عروضیلغتنامه دهخداحمزه ٔ عروضی . [ ح َ زَ ی ِ ع َ ] (اِخ ) از قدمای شعر است و بیت ذیل در لغتنامه ٔ اسدی از او برای کلمه ٔ مغلگاه شاهد آمده است :قرارگاه ومغلگاهشان همی ز بهشت بکوه