لؤماءلغتنامه دهخدالؤماء. [ ل ُءَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ لئیم . (منتهی الارب ) : ارادوا بها جمعالحطام فادرکواو ماتوا و دامت سنةاللؤماء.ابوالعلاء معری .
تابع بولی همبستگی ایمن مرتبة mmth order correlation-immune Boolean functionواژههای مصوب فرهنگستانیک تابع بولی (نه لزوماً متوازن) که توزیع احتمال خروجی آن با ثابت نگه داشتن هر m بیت ورودی تغییر نکند
پرواز پهنهگذرcross country flight, distance flight, cross country flyingواژههای مصوب فرهنگستانپرواز به مقصد ازپیشتعیینشده که لزوماً با فرود در مقصد همراه نیست و ممکن است صرفاً برای تمرین نقشهخوانی و ناوبری صورت گیرد
ناهمگامanisochronousواژههای مصوب فرهنگستانویژگی فرایندهایی که در آنها تحویل دادهها لزوماً در محدودههای زمانی مشخص نباشد
وبگَردیsurfing 2, websurfingواژههای مصوب فرهنگستانگردش در محیط وب بیآنکه لزوماً هدف خاصی دنبال شود