قصورةلغتنامه دهخداقصورة. [ ق َص ْ رَ ] (ع اِ) خانه ٔ آراسته برای عروس .(اقرب الموارد) (منتهی الارب ). حجله ٔ عروس . (اقرب الموارد). || (ص ) قصیرة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد):
بی قصورلغتنامه دهخدابی قصور. [ ق ُ ] (ص مرکب ) (از: بی + قصور) بی جرم . بی گناه . (آنندراج ). || بدون کوتاهی . || بی عیب ونقصان . کاملانه . (ناظم الاطباء). رجوع به قصور شود.
عرشین القصورلغتنامه دهخداعرشین القصور. [ ع َ نُل ْ ق ُ ] (اِخ ) قریه ای است از قرای جَزر از نواحی حلب . و نام آن در شعر حمدان بن عبدالرحیم آمده است . (از معجم البلدان ).
وادی القصورلغتنامه دهخداوادی القصور. [ دِل ْ ق ُ ] (اِخ ) از شهرهای هذیل واقع در عربستان است و صخرالغی الهذلی هنگام وصف ابر درباره ٔ آن چنین سروده است : فاصبح مابین وادی القصورحتی یلمل